محمد معصوم البكري ( نامى )
152
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
شدهاند . بالآخرة مصلحت در آمدن او ديده طلب فرمودند . و او شمشير در گردن آويخته حاضر شد . سلطان محمود خان بهكرى گناه او را بخشيد . و او بعد از درخواست گناه التماس نسبت برادر زادهء خود نمود ، كه در سلك خادمان حرم باشد ، و اين معنى درجهء قبول يافت . خواهر جام جيون دهر را به سلطان محمود خان تسليم نمودند . و از قلعهء مو محبّ ترخان را به هراولى تعين فرموده [ با ] پانصد سوار پيشتر روانه نموده خود از عقب كوچ كرده قريب به سر حد مردم « لار » فرود آمد . و دران منزل بنده « 1 » نام دهر كه يكى از شجعان مردم ملتان بود آمده بملازمت مشرف شد . او را به خلعت و انعام سرافراز فرموده به سلطان محمود خان سپردند . و ازين جا بصوب خطهء اوچه عزيمت نمودند . ذكر محاربهء ميرزا شاه حسن در منزل اوچه با مردم لنگاه صباح روز ديگر ميرزا شاه حسن بعزم رزم سوار گشته در تعبيهء سپاه لوازم اهتمام بتقديم رسانيد . سردارئ ميمنه را به محمد مسكين ترخان و ميرزا عيسى ترخان مفوض داشت ، و ميسره را ( f . 112 a ) به مير فرخ و مير عليكه ارغون خويش محمود بيگ لار باز گذاشت . و هراول را به سلطان محمود خان و سلطان مقيم بيگ لار ، و مير فرخ ارغون و سلطان قلى بيگ لار را به همراهئ خود در غول تعين نمود ، و مير محمود ساربان و مير ابو مسلم را به قراولى مقرر نمود . و ازان جانب راى زادهاى لنگاه و بلوچان و سائر سپاه ملتان روبرو آمده ، مردم ناهر را به هراولى تعين نمودند . و سپاه ملتان دران روز بكثرت صد چندان اين لشكر بودند . چون اين دو لشكر جلادت اثر در برابر يكدگر بايستادند ، سپاه مغل باشتعال آتش قتال پرداختند ، و سپاه لنگاه و بلوچ دست به تير و كمان برده تير باران كردند . درين اثنا
--> ( 1 ) محتمل كه نامش « هنده » بود كما فى تحفة الكرام ، ص 46 .